الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

44

إحياء علوم الدين ( فارسى )

هفت هزار سال بود . و اختلاف در مدت ميان لحظه و هفت هزار سال است ، چه بعضى بر آتش چون برق خاطف بگذرند كه در آن هيچ درنگ نباشد . و در ميان لحظه و هفت هزار سال درجات متفاوت است ، از روز و هفته و ماه و ديگر مدتها . و اختلاف كه بشدّت باشد اعلاى آن را نهايت نيست ، و ادناى آن را تعذيب مناقشت « 113 » است در حساب ، چنان كه پادشاه بعضى مقصران را در كارها به مناقشت در حساب عذاب فرمايد ، پس عفو كند ، و باشد كه به تازيانه بزنند ، و باشد كه به انواع ديگر عذاب كنند . و در عذاب اختلافى ديگر باشد در غير مدت و شدت ، و آن اختلاف انواع است . چه كسى را كه به مصادرهء مال عذاب كنند پس ، چنان نباشد كه هم به مصادرهء مال باشد و هم به كشتن فرزند و در رفتن در حرم و تعذيب اقربا و زدن و بريدن زبان و دست و بينى و گوش و غير آن . پس اين اختلاف‌ها كه در عذاب آخرت ثابت است قواطع شرع بر آن دلالت كرده است . و آن بر اندازهء [ 31 ] اختلاف قوّت ايمان و ضعف آن باشد ، و بسيارى طاعت و اندكى آن ، و بسيارى گناه و اندكى آن : اما شدت عذاب به سبب بزرگى گناه و زشتى آن باشد ، و اما بسيارى عذاب به سبب بسيارى گناه ، و اما اختلاف انواع عذاب به سبب اختلاف انواع گناه است . و با آن چه در اين معنى شواهد قرآن است ، ارباب دل را به نور ايمان منكشف شده است . و اين است معنى قول حق تعالى : وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ . « 114 » و قول او : الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ . « 115 » و قول او : وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . « 116 » و قول او : فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ . « 117 » و جز اين ، نصها از كتاب و سنت وارد شده است كه ثواب و عذاب جزاى اعمال است . و اين همه به عدل است كه در آن ظلم نيست . و جانب عفو و رحمت راجحتر است ، چه بارى تعالى فرمود در آن چه پيغامبر - عليه السلام - از وى حكايت كرد : سَبَقَتْ رَحمتى غضبى . و گفت : وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً . « 118 » پس اين كارهاى كلى از ارتباط درجات و دركات به حسنات و سيّئات به قواطع شرع و نور معرفت معلوم است . و اما تفصيل آن جز به ظن نتوان دانست ، و مستند آن ظواهر اخبار است ، و نوع حدسى كه مدد آن از انوار استبصار باشد به عين اعتبار . پس مىگوييم كه هر كه اصل ايمان استوار كند و همهء كبيره‌ها بگذارد « 119 » و همهء فريضه‌ها ، اعنى پنج ركن را ، نيكو بگزارد و جز صغيره‌هاى متفرق از او حاصل نشود و بر آن اصرار نكند ، اشبه آن باشد كه عذاب او به مناقشت « 120 » بود در حساب بس ، چه حساب او چون كرده شود ، حسنات او بر سيّئات او راجع آيد . چه در اخبار آمده است كه پنج نماز و نماز آدينه و روزهء رمضان كفارت است گناهى را كه در ميان آن باشد . و همچنين گذاشتن كبيره‌ها به حكم نص قرآن مكفّر صغيره‌هاست . و كمتر درجات [ تكفير ] آن است كه عذاب را دفع كند . و هر كه حال او اين باشد ترازوى آن گران

--> ( 113 ) مناقشت ، سختگيرى در محاسبه . ( 114 ) فصلت 41 - 46 . ( 115 ) مؤمن 40 - 17 . ( 116 ) 53 - 39 . ( 117 ) زلزال 99 - 7 و 8 . ( 118 ) نساء 4 - 40 . ( 119 ) طرح ، دور افكندن ، واگذاشتن . ( 120 ) مناقشت ، سختگيرى در محاسبه .